شترمرغ

آموزش ِ نگهداری و پرورش شترمرغ

کارآفرین زن ایرانی ، انسانی پویا و اولین پرورش دهنده شتر مرغ در ایران

مصاحبه با خانم منیژه غلامرضا- کارآفرین خلاق ایرانی

کُد مطلب: ١٣٦٣

تعداد نمایش مطلب: 7751

‌ساعت‌و تاریخ درج مطلب: ٠١:٠٩ سه شنبه ٦ مرداد ١٣٨٨

منیژه علامرضا - انسان موفق و کارآفرین خلاق و پویا

   

    منیژه غلامرضا متولد 1331 در تهران است.

    او در خانواده ای که فعالیت اصلی آن به مدت 80 سال دامپروری است، شروع به فعالیت نمود. او فارغ التحصیل از رشتة بهداشت و زیبایی پوست و مو از PARIS  L,OREAL، است. اما در آغاز شغل اصلی اش را حرفة پیشین پدرش قرار داد و سرمایة بزرگ خانوادگی اش را به سمت و سوی خواسته و وصیت پدرش هدایت نمود.

    پدرش اینچنین وصیت کرده بود؛ ( ثروت من برای تو هست، اما تو باید مستقل باشی و زحمتی را که تا بحال کشیده ای استفاده کنی و بدان که قدرت و توان استقلال را داری. )

    او از 19 سالگی شروع به فعالیت کاری نمود و و طبق گفتة خودش به وصیت پدرش عمل کرده و راه ایشان را ادامه داد و از این بابت که در زمینة رشتة تخصصی اش فعالیت نکرده است، خوشحال است. در 19 سالگی کارخانة تولید  ظروف پلاستیکی برای مواد شوینده را به عنوان بابک پلاستیک تأسیس کرد.

    او در سن 25 سالگی، به عنوان اولین زن در ایران، به ریاست دامداران کشور منصوب گردید.

    او در سال 1362 با سازمان بهزیستی کشور وارد فعالیت شد. از این زمان رسماً به وادی خیر رسانی و نیکوکاری در سطح جامعه وارد شد و در زمینه‌های مختلف به ایجاد مراکز خیریه پرداخت. او در سال 1366 ، دامدار نمونة ایران شد و به کشور دانمارک معرفی گردید.

 مصاحبه با الگوی برتر ایرانی - خانم منیژه غلامرضا 

·   مصاحبه کنندگان: مهرنوش بیوک افشاری ، نیکدخت شریف فر و فرانک دادار

 ·  نظارت و تکمیل مصاحبه : سید هومن سادات کیائی- مربی و مدرس مهندسی تحول و تعالی

 خانم غلامرضا و فعالیتهای کاری و خیریه ای او:

تأسیس و ثبت بنیاد نیکوکاری فاطمة زهرا(س)  .

عضویت هیئت مدیرة جامعة خیرین مدرسه ساز سازمان بهزیستی

نمایندگی فرماندار شمیرانات

نمایندة بانوان شمیرانات و لواسانات

عضویت در جامعة مخترعین و مبتکرین ایران

وارد کنندة خرگوش آنغورة کالیفرنیایی

اولین پرورش دهندة شتر مرغ در ایران

اولین پرورش دهندة کروکودیل در ایران

خانم منیژه غلامرضا

تولید فرآورده هایی از شتر مرغ برای درمان آرتروز و دردهای مفصلی و کرمهای مؤثر بر پوست و مو، در همکاری با کشور آلمان .

تراش سنگهای زینتی و تولید زیور آلات از پوست تخم شترمرغ

راه اندازی یک باشگاه ورزشی با ظرفیت 30000 نفر برای حمایت از بیماران مبتلا به ایدز و معتاد و اشتغال زایی برای آنها

کارآفرینی در روستاها و ...

 

مصاحبة کیمیا با خانم منیژه غلامرضا :

با سلام حضور سرکار خانم منیژه غلامرضا و تشکر از این که این مصاحبة حضوری را پذیرفته و امکان ملاقات را برای اعضاء واحد اجتماعی کانون کیمیا، به عنوان یک کانون علمی - پژوهشی و متولی حرکتهای اثرگذار اجتماعی و فرهنگی، فراهم آوردید.

سرکار خانم غلامرضا لطفاً خودتان را معرفی کنید و از وضعیت کلی  تحصیل و خانواده  خود برای ما بگویید.

من منیژه غلامرضا متولد 1331 در تهران هستم . 3 فرزند دارم دخترم در خارج از ایران در رشتة سینما تحصیل می کند و پسر بزرگم تکنولوژی اسب می‌خواند و پسر کوچکم در نظر دارد که طیورداری بخواند. همسرم در زمینة دامپروری همکار من هستندو در زمینة گوسفند در آذربایجان فعالیت می‌کنند .

 مصاحبه با الگوی برتر ایرانی - خانم منیژه غلامرضا

از مهمترین موفقیتهای خود برای ما بگویید.

 اولین فعالیت من تولید مواد شیمیایی بوده که در سال 1362 ماهانه 900 هزار تومان درآمد داشتم. که رقبای من با صدها میلیون سرمایه گذاری چنین درآمدی داشتند.

 دومین موفقیت من در دام پروری و کشاورزی بوده که سال 66 به عنوان دامدار نمونه به دانمارک معرفی شدم و رعایت مسائل بهداشتی در دامپروری بود که من را به آن امتیاز رساند. از سال 58- 1357 ، زمانی که سازمان دامپزشکی کشور مشکل دارویی داشت، ما 1350 رأس گاو داشتیم و جالب است بدانید که گاوداری ما اصلاً دچار بیماری مسری آن روزها  نشد. در حالی که گاودارهایی که با ما فقط یک دیوار فاصله داشتند، گاوهایشان دچار بیماری شده و مجبور به غربال گری شدند. من در آن زمان هیچ دام آلوده ای نداشتم. به همین دلیل در سال 1988 میلادی ( 1367 شمسی )، به عنوان دامدار نمونه از ایران به کشورهای خارجی معرفی شدم. در این سال نمایشگاهی در دانمارک برگزار شده بود، زمانی که دقیقاً بحران جنگ ایران و عراق بود. در آن نمایشگاه 150 وزیر دامپروری و کشاورزی از کشورهای مختلف حضور داشتند. و در سالنی که 450 کمپانی دام و کشاورزی حاضر بودند، من با لباس محلی حضور پیدا کردم . در تابلوی معرفی افراد اول اسم من و همسرم و دبیر بازرگانی را درج کرده بودند. بعد از اتمام مراسم، رئیس نمایشگاهها از من بخاطر این که با لباس محلی حاضر شده بودم، بطور اختصاصی تشکر کرده و به من گفتند : « بخاطر این که یک زن ایرانی و با قدرت و توان به ما معرفی شدی و با لباس محلی کشورت در اینجا حاضر هستی و در زمانی که در کشورت بحران سیاسی وجود دارد در اینجا حاضر شده ای، از شما تشکر می کنم.

 منیژه غلامرضا

 سومین موفقیت من واردات خرگوش آنغوره از کالیفرنیا بود که من اولین وارد کننده این خرگوش رنگی هستم و همچنین اولین کسی هستم که توانستم نخ آنغوره را در ایران تولید کنم. به خاطر رنگی بودن این خرگوش نخ تولید شده نیاز به رنگ آمیزی ندارد.

چهارمین موفقیت من در زمینة استفاده از پوست، پر و تخم شترمرغ بوده که به همین دلیل از من خواستند تا عضو جامعه مخترعین کشور شوم.

پنجمین موفقیت من در زمینه تولید مواد بهداشتی و دارویی از شترمرغ است و در حال حاضر هم در حال جهانی کردن این تولید هستم.

ششمین موفقیتم پروژه پرورش کروکودیل است و هفتمین موفقیتم راهنمایی دامداران در استفاده از جوش شیرین است.

 هشتیمین موفقیتم طرح کارآفرینی زنان روستایی است.

نهمین موفقیتم در زمینة سنگهای قیمتی و زیورآلات تولید شده از پوست تخم شترمرغ می باشد.

در حال حاضر هم رئیس هیئت مدیره و سرمایه گذار پروژه پرورش شتر مرغ در قزوین هستم.

 تولیدات چرمی - منیژه غلمرضا

شما چگونه می توانستید مراحل این پروژه ها را طی کنید؟ چه انگیزه ای داشتید؟

تولید محصول با کیفیت بالا ، کارآفرینی

یکی از پروژه ها در زمینه رشته تحصیلی ام بود در سال 1362 وقتی من کارخانه تولید پلاستیک داشتم و بطری برای وایتکس تولید می کردم، یک بار برای تسویه حساب به دفتر شرکت وایتکس رفتم و کار آنها را دیدم که یک کارگر با قوری مواد را در ظرف ها وارد می کند، به فکر این افتادم که خودمان هم این محصول را تمام اتوماتیک تولید کنیم. و ما بعد از چندی رغیب شرکت وایتکس شدیم. چون این محصول یک ماده شیمیایی نسبتاً خطرناک است ما تصمیم داشتیم که مواد خوب، با کیفیت خوب و البته قیمت بالا به بازار بدیم و به دنبال محصول خوب هم رفتیم. بعد از اینکه درخواست دادیم و از مکان ما بازدید کردند من از آنها 50 تن مواد اولیه خواستم در حالی که در آن زمان ما محدودیت مواد شیمیایی داشتیم. در حالی که از من خواستند که فاکتور فروش این 50 تن را در بازار به ما تحویل دهید. مسئولینی که به ما این مواد را تحویل دادند از من سؤال هایی پرسیدند تا متوجه شدند که ما کننده این کار هستیم و به ما اطمینان کردند و مواد را در اختیار ما گذاشتند و خدا را شکر تا وقتی که آن شرکت را داشتیم روزانه یک کامیون سفارش از تهران و یک کامیون سفارش از شهرستان داشتیم.

پدرم در سال 1350 مرحوم شدند و پروژه دام پروری ایشان به عهده من گذاشته شد. در آن سال ها ( حدود 1355 تا 66 ) بیماری دامی بسیار زیاد بود ولی من به خاطر رعایت اصول بهداشتی هیچ گونه بیماری در دام های ما نبود و به این دلیل دام دار نمونه انتخاب شدم و این بابی برای ارتباطات جهانی من بود.

در سال 1367 رئیس دامپروری در ایران به ما گفتند که گاو و گوسفند در ایران جایگاهی ندارد و به فکر خرگوش آنغوره و شترمرغ باشید. پس من خرگوش آنغوره وارد کردم. برای ترخیص خرگوش های آنغوره  از گمرک، خودم 10 روز در فرودگاه نشستم تا توانستم خرگوش ها را ترخیص کنم. جزء افتخار آمیز ترین تولیدات من خرگوش آنغوره است چراکه باعث کارآفرینی تعداد زیادی شد.

و پروژة پرورش کروکودیل که هم اکنون در دست دارم، از آنجا که پوست کوروکودیل از گران ترین پوست های دنیا است. که تولید آن باعث ورود ارز بسیار در ایران و کارآفرینی بسیار در کشور می شود.

 تولیدات - منیزه غلامرضا

من همیشه علاقه مند بودم که در جایی کارهایم را با رشته تحصیلی ام تلفیق کنم و تولید لوازم آرایشی و بهداشتی این هدف من را محقق کرد.

بخش دارویی کشور همیشه نگران دامپرورانی بود که به دنبال دارویی برای تب برفکی باشند. من چون خودم مادر بودم و از جوش شیرین برای ضدعفونی دهان کودکم استفاده می کردم، از این کار برای دام هایم هم استفاده کردم و دیدم که این کار برای دام جواب داد و این طرح را برای اتحادیه دام داران کشور ارائه دادم و در حال حاضر هم از این روش استفاده می کنند.

 

رؤیای دوران کودکی شما چه بوده است؟

همیشه می گفتم عکس من باید روی جلد  یک مجله برود، انهم یک مجلة خارجی که این تصویر در سال 1988 در نمایشگاه دانمارک تحقق یافت. در مجلة دانمارکی و روزنامه هایی که با من مصاحبه کردند.

 منیژه غلامرضا

همکاری من با فرماندار شمیرانات به من کمک کرد تا طرح سلامت و بهداشت، ورزش، منزل ایمن، راه و جلوگیری از ابتلای جوانان به ایدز را در یکی از روستاهای لواسانات اجرا کنم. این کار باعث آموزش مهارت های مختلف به زنان روستایی شد و با خرید کالاهای تولیدی توسط آنان به ایشان کمک می شود تا انگیزه داشته باشند و تولید بیشتر داشته باشند.

پدرم همیشه می گفتند تولید کنید، اشتغال ایجاد کنید، سفره هایتان را پهن کنید تا مردم بهره مند شوند.

من همیشه از مهمترین چیزها گذشت کردم تا به اهداف مهم مردمی برسم.

من در سال 78 توفیق این را داشتم که با خیرین مدرسه ساز همکاری کردم. در حال حاضر هم زمینی برای سایت مدرسه به منطقه 18 تهران هدیه کردم. طرح باشگاه تیراندازی و اسب سواری از طرح هایی است که در دست اجرا دارم.

مهمترین پروژه ای که در حال حاضر به دنبال آن هستم،  پروژه ای برای جزامی ها و بیمارام ایدزی است. تا درمان آنها را در مکان سکونت خودشان داشته باشیم.

اعتقاد دارم هرکاری که انجام می دهم باید تخصص آن را داشته باشم.

در ارتباط با سنگ های قیمتی 3 ملیون تومان پرداخت کردم تا تراش سنگ های قیمتی را یاد گرفتم و در حال حاضر هم در این زمینه فعالیت می کنم.

من هدیه هایی که می خواهم بدهم محصولاتی است که خودم با پوست تخم شترمرغ درست می کنم.همچنین محصولاتی از چرم شترمرغ،  شترمرغ تاکسیدرمی شده، جواهرات از پوست صیقلی شده و تراش خوردة تخم شترمرغ، تزئینات خانه از پوستة تخم شترمرغ و ....

 تولیدات چرمی - منیژه غلمرضا

یکی از ویژگیهای شما تنوع فعالیتهای شماست، در این مدت حدود 30 سال فعالیتتان که زیاد و حتی هیجانی است، چه چیزی فعالیتهای شما را اینقدر متنوع کرده و چرا دوست دارید این توانمندی و تنوع را ابراز کنید، مهمترین دلیل و هدفتان از تمایل به توسعه در زمینه های مختلف چیست؟ برخی از انسانهای دیگر با وجود داشتن کلیة امکانات و توانمندی به آنچه دارند بسنده می کنند به حد موفقیتشان و معتقدند همین که دارند کافیست، شما چرا این گونه نیستید؟

چون من  هیچ گونه هدف مادی ندارم چون نیاز مالی ندارم.

 در تنوع شغلی ارتباطات بسیار قشنگی با همة افراد و اصناف جامعه پیدا می کنم و تمایل به توسعة ارتباط اجتماعی دارم. من وقتی به دفتر تلفن نگاه می کنم می بینم که ارتباطاتی با اشخاصی دارم که بسیار زیاد و متنوع و در همة قشری از جامعه است.

دیگر این که وقتی جایی چراغی روشن می شود، یکسری افراد از این جا بهره مند می شوند. کسی باید باشد تا این چراغ را روشن کند . هدف من این بود که روشن کننده چراغ باشم

منیژه غلامرضا - دومین سمینار الگوهای برتر - 1386- مهندس سادات کیائی مدرس سمینار

شما تحصیلات و امکان های مختلفی برای موفق شدن داشته اید، افراد زیادی را می شمناسیم که با داشتن این امکانها و حتی بیشتر از آن شهامت و جسارت ابراز تواناییها و خلاقیتشان را ندارند. چه باور و تصویری در ذهن دارید که این شهامت در شما جاری می گردد؟

من این حالت را مدیون الطاف الهی و رابطه ای که با پروردگار برقرار می کنم، هستم.

این جسارت و جرأت را هم حمایت خدایی می بینم. و هرجا مشکل می خورم با او به صحبت می نشینم . برای مثال، من در موقعیتی قرار گرفتم که نمی توانستم برای ماشینم بنزین تهیه کنم و باید حتماً به جای خاصی برای انجام کاری مهم می رفتم و حتماً هم باید از ماشین خود استفاده می کردم، با خداوند به صحبت کردم و به او گفتم که اوستا کریم، من باید با این ماشین بروم و کارم را انجام بدهم . و این ماشین باید تا جایی که من به بنزین دست پیدا کنم بنزین داشته باشد. و این در حالی بود که ماشین من چراغ هشدار بنزینش 48 ساعت بود که روشن شده بود و عملاً هیچ بنزینی نداشت و وقتی من به شهر مورد نظرم رسیدم به پمپ بنزین رفتم و بنزین را زدم و در این مدت همواره به خدا توکل داشتم .

یکبار من به تعمیرگاه اتومبیل مراجعه کردم و تعمیرکار گفت که اتومبیل من 13 نوع ایراد فنی دارد، شما چطور با این اتومبیل رانندگی می کنید؟

و من گفتم که من با اتومبیلم صحبت می کنم و می گویم: قربون تو بروم، تو باید من را به مقصد برسانی !

مصاحبه با الگوی برتر ایرانی - خانم منیژه غلامرضا

آیا این ارتباط خود را از همان جوانی داشتید؟

من 8 ساله بودم و همیشه به همراه پدرم روزه می گرفتم و به قول ایشان من همراه دینی او بودم و تنهایشان نمی گذاشتم.

این ارتباط شما با خدا با چه تصویری است؟ چگونه با او صحبت می کنید؟ او دور است یا نزدیک است؟ تصویر شما از او چگونه است؟

من رفتگانم از این دنیا را با او ضامن قرار می دهم.من همیشه  بستگانم که از دنیا رفته اند را رابط خودم با آن دنیا قرار می دهم همیشه برای پدرم فاتحه فرستاده و از ایشان می خواهم که به خواب من بیاید و با او صلاح و مشورت می کنم، مثلاً می گویم : من فردا می خواهم این کار را بکنم به من بگو راه چیست؟ ایشان به خوابم آمده، می گویند راهت این است و صلاحت این است.

حتی من یک روز بعد از انجام یک عمل خیر در حق یک انسان معلول، شب قبل از خواب نیت کردم که اثر این کارم را از طریق دیدن پدرم در خواب ببینم و شب ایشان به خوابم آمد و بعد از بوسیدن دست من گفتند آفرین دخترم بخاطر کاری که کردی. و من با این سرعت متوجه رسیدن اثر کارم به آن دنیا شدم.

آنطور که از صحبتهای شما پیداست، ارتباط شما با شعور برتر یک گفتگوی ذهنی است. در ذهنتان با خداوند راحت گفتگو کرده و هرچه که می خواهید انگار که از دوستتان می خواهید.

شما اشاره کردید که با ماشینتان صحبت می کنید. می شود این گونه برداشت کرد که شما به این معتقد هستید که اجسام زنده هستند؟

نه این ارتباط را با دیگری ( خداوند ) برقرار می کنم  و اوست که فرمان می دهد. و گرنه که ماشین من از خود درک ندارد و می خواهم بگویم که قدرتی که آن بالا نشسته، این حس را در من جاری می کند که با ماشینم صحبت کنم و اتومبیلم هم به قدرت خداوند عمل کند.

اما جالب این است که هم در جهان علم ( در بحث کوانتوم )و هم در مباحث معنوی و عرفانی، حتی در قرآن خودمان، ثابت شده که ذرات هستی شعور دارند و زنده اند، که این شعورشان را از پروردگار می گیرند و همان طور که گفتید وقتی ما با هر جسمی صحبت می کنیم در حقیقت داریم با همان شعور زنده ای که از طرف خداوند در این جسم کار گذاشته شده، صحبت می کنیم و می شود با تمرکز ذهنی و  ارتباط با ذرات هستی دوام و کیفیت ذرات را زیاد کرد و حتی از آنها انرژی کسب نمود، که این تماماً به شعوری بر می گردد که خداوند در کل هستی کار گذاشته است.

فکر می کنید مجموعه عوامل موفقیتتان تا به حال چه بوده است؟

·        اعتقاد و ایمان قلبی من به خدا و حقانیت او ،

·        اعتقاد به عملی که انجام می دهم ( به این معنی که کاری را برخی ممکن است بگویند که امکان انجامش وجود ندارد، اما من معتقدم که حتماً انجام می شود. و این اتفاق می افتد. )،

·        صبر و پشتکارم و لطف الهی که همیشه همراهم بوده است.

·        ارتباطات زیاد اجتماعی

·        و دیگر این که فکر می کنم که هرگز برای هیچ انسانی در بسته ای نیست. هیچ چیزی نشد ندارد، غیرممکن وجود ندارد. مگر این که خود انسان نخواهد.

منیژه غلامرضا

آیا جایی در کار پیش آمده که سختیها آن قدر زیاد شده باشند که کار را رها کنید؟ و بگویید ادامة راه دیگر ممکن نیست؟ و این سختیها فشار روحی به شما وارد کرده است؟

نه هرگز!

چطوری خودتان را در شرایط سخت زندگی می توانید از لحاظ روحی قوی نگهدارید؟

احساس می کنم اگر این کار را نکنم شکست  می خورم و راز موفقیت یک انسان این است که هرگز از چیزی نترسد.

من هرگاه به در اتاق یک وزیر، مدیرکل و حتی مقامات بالاتر  می روم برایم با یک آدم معمولی هیچ فرق نمی کند و می گویم او یک انسان است و من هم یک انسان هستم. و هرگز مقام و موقعیت انسانها برایم مانع نبوده است. در صورتی که برخی در این شرایط دائماً به آراستگی ظاهر خود توجه می کنند و پشت در خود را آماده می کنند، در حالی که من به راحتی و بدون توجه به ظاهر و بسیار راحت با آن مقام به صحبت می نشینم.

یعنی تصویر این انسانها برای شما با تصویر انسانهای عادی یکی است و فرقی نمی کند؟ و آیا فکر نمی کنید این سادگی ظاهر و گفتار شما باعث شود که آن مقام بالا به شما کم توجهی کند و حرف شما را نشنود؟

نه! اتفاقاً در دوران 30 تا 35 سال فعالیت اجتماعی من نه تنها این اتفاق نیفتاده است، که من بهترین نتیجه ها و روابط کاری را کسب کرده ام.

پس ما می توانیم نتیجه بگیریم که ظاهر مهم نیست و این قدرت ذهن شماست که شما می توانید آنها را با خودتان هم راستا کنی.

نه ساده پوشی ، نه شیک پوشی، نه پیچیده گویی و نه ساده گویی، هیچ کدام از اینها چندان مهم نبوده و قدرت ذهنی شما این کار را می کند. ؟

بله ارتباط و تله پاتی که سریع می توانم با مخاطبم برقرار کنم، باعث این اتفاق می شود و در حقیقت کار را انجام شده می بینم.

بسیاری از انسانها اهداف بزرگ  و زیبایی دارند، کمی هم تلاش می کنند، اما در مواجهه با موانع و سختیها در میانة راه کم آورده و به هدف خود ادامه نمی دهند. شما در این مواقع چگونه روحیة خود را حفظ کرده و بازهم ادامه می دهید؟ 

در این افراد ، از مواقع همه چیز را به خدا واگذار می کنم. من معتقدم که باید تمام تلاشم را بکنم، اگر آن چیز از نظر خداوند به خیر و صلاحم باشد حتماً اتفاق می افتد و در غیر این صورت نه!  اما در هر حال تا آخرین مرحله تلاشم را می کنم.

منیژه غلامرضا - دومین سمینار الگوهای برتر - 1386

با توجه به این می توانیم نتیجه بگیریم که شما به اختیار انسان معتقدید؟

 بله.

فشار کار و سختی ها را چگونه تحمل می کنید؛ با حجم کاری بالایی که دارید؟ چطور احساس و روحیه تان را زنده نگه می دارید و آن را تقویت می کنید؟

من وقتی نتیجة کارم را می بینم همة خستگی هایم از بین می روند. وقتی برنامة روزانه ام عملی می شود، دیگر خستگی را حس نمی کنم.

یعنی موفقیت در کارتان و تحقق اهدافتان بزرگترین عامل روحیه برای شماست؟

وقتی به پروردگار اعتقاد داری و کار را برای او انجام می دهی دیگر خستگی و مشکلات معنایی ندارند و قابل تحمل هستند.

مهمترین و بزرگترین تصویری که از خودتان در حضورتان روی زمین و در جامعه دارید چیست؟

من خودم را خلاق و نوآور می بینم.

منیژه غلامرضا - دومین سمینار الگوهای برتر - 1386- مهندس سادات کیائی مدرس سمینار

مهمترین ویژگیها و تعریف و تمجیدهای دیگران در مورد شما چیست؟ معمولاً شما را به چه عنوانها و رفتارهایی می شناسند؟

لطفاً با افتخار بگویید و تواضع به خرج ندهید، چرا که ما معتقدیم انسانهایی مثل شما که گنجهای جامعه هستند، اگر مخفی بمانند، ظلم به جامعه است ، چرا که می بینیم و می دانیم که بسیاری در جامعة ما از این که فکر می کنند کسی در ایران موفق نمی شود، ایران را ترک می کنند.ولی اگر نمونه ها و الگوهایی مثل شما را ببینند و با شور و اعتقادی که شما در دل آنها می اندازید و اثری که بر مغز انها می گذارید، خیلی از آنها ممکن است که اینجا بمانند.

من را  به  عنوان آدم  پرانرژی  و خستگی ناپذیر می شناسند.

به تعبیر دوستان برای خانم غلامرضا غیرممکن وجود ندارد.

اعتقادات و باورهای کلیدی که شما را در رسیدن به اهدافتان کمک می کنند چیست که اینچنین قدرتمند پیش می روید؟

من فکر می کنم، همه چیز را خوب دیدن و انرژی مثبت دادن، همیشه موفقیت را ایجاد می کند.

و تنها چیزی که مشخص است حمایتهای پروردگار و انرژی ویژه ای است که از او دریافت می کنم.

نصایح پدرم و یاری خدا و راهنمایی پدرم که می گفت از هیچ چیز نترسید و همواره کارهای بزرگ انجام بدهید، چون کارهای کوچک بازده چندانی ندارند.( پدرم خود نیز به این موضوع اعتقاد داشت، به طوری که یکی از بهترین دوستان پدرم در مورد ایشان چنین می گفت که : به ایشان اگر آسمان را هم بدهند او معامله می کند! )

این باور در من نیز بصورت خودباوری زیاد، نهادینه گشته است، طوری که من نیز احساس می کنم که کارهای خیلی بزرگ را حتماً می توانم انجام بدهم.

از بهترین الگوهای زندگیتان در مسیر موفقیت، برای ما بگویید.

·        اولین الگو پدرم بودند،

·        وبعد یکی از بستگان پدرم ، اولین دامدار کشور که هم اکنون سلطان شیر ایران هستند و در جوانی از صفر شروع کرده بودند و الان از لحاظ درآمد و موفقیت در کارش، شاید بتوان گفت که به بی نهایت رسیده است.

·        شخص دیگر، مرحوم تفضلی در کاشان ، ایشان در سن 55 سالگی در صنعت نساجی ورشکست می شوند و از نو شروع به کار می کنند و کار ایشان طوری رونق می گیرد که تا پایان عمرشان ،86 سالگی ، مخارج زندگی 6000 نفر خانوادة ایتام را در شهر خودشان به عهده می گیرند و حامی ایشان می شوند. و در روز تشییع پیکر ایشان، تعداد بسیاری از این افراد  حضور داشتند.

       از ایشان نیز آموختم که حتی در سن 55 سالگی هم می شود کار را از صفر شروع کرد و حامی دیگران بود.

مصاحبه با الگوی برتر ایرانی - خانم منیژه غلامرضا

و اما در مورد امور خیریه :

از سال 62 فعالیتم را شروع و به تمام مراکز بهزیستی کشور  مراجعه کرده ، مشکلاتشان را بررسی می کردم و حمایتهایم را باتفاق دوستان دیگر شروع نمودم، خودم به همراه دوستانم و همیشه تعهدم این بوده که بچه های بهزیستی را از لحاظ فرهنگی آموزشی حمایت کنم و این مار را نیز به عهده دارم در حد توانم. همچنین با تمام مسئولین بهزیستی کشور در ارتباط بوده و اطلاعات و آمار مربوط به آنها را و خدماتشان را به روز دارم.

اگر بخواهید فردی مثل خودتان را پرورش دهید و همة آنچه که شما شده اید به او منتقل کنید،( با علم به این که اکثر توانمندیها اکتسابی هستند و بخش کمتر ارثی هستند. ) و توانمندیهایتان را در این فرد یا افراد دیگر زنده کنید تا اشخاصی  مثل شما و حتی بهتر از شما داشته باشیم چه کاری باید انجام دهید؟

اول اعتقادات قلبی و ایمانی هر شخصی که می خواهد موفق شود، قوی باشد. و دیگر این که سعی کند بهترینها را انتخاب کند و از بدیها و یا انسانهای بد یا کم ارزش دوری کند و با کسانی که نمی توانند برایش مؤثر باشند مراوده نداشته باشد و من به این نتیجه رسیده ام که همیشه با افرادی که از خودم برتر هستند معاشرت و مشورت داشته باشم و از افراد خوب الگو بگیرم.

در کارهایی که وارد می شوید چطور متوجه می شوید که با این کار در جنبة اقتصادی، شهرتی، کارآفرین و دیگر جنبه ها موفق خواهید شد و دست به انتخاب و انجام آن کار می زنید؟ چگونه تشخیص می دادید که در این کار با گذاشتن وقت و سرمایه موفق خواهید شد؟

تجربة خانوادگی من در 80 سال گذشته در زمینة کارهایی که انجام داده ام . و دیگر این که من آدم نوجویی هستم ، ریسک پذیری فوق العاده بالایی دارم و نمی ترسم از انجام کارهای جدید، و به سراغ کارهایی می روم که دیگران اصلاً به سراغش نمی روند. برای مثال پروژة کروکودیل که من به دنبالش رفتم نیز از نظر برخی اطرافیان بسیار خطرناک بود، چون معتقد بودند که کروکودیل حیوان خطرناکی است و ممکن است حتی انسان را بخورد، اما من نترسیدم و گفتم که راهکارهای پیشگیری از این مسئله هم وجود دارد .

از این که این امکان را فراهم کردید تا در کنار هم مجموعة تجربیات  و باورها و تلاشهای سازنده تان را به عنوان یک الگوی برتر در جامعه معرفی نماییم، از شما سپاسگزاریم و بهترین ها را برای شما از پروردگار می طلبیم.

مراسم تقدیر از انسانهای موفق  دومین سمینار الگوهای برتر سال 86 - کانون کیمیا

باورهای سازندة خانم غلامرضا و ویژگیهای ایشان:

   خانم غلامرضا عاشق کارآفرینی و خدمت به دیگران است.

ارتباطات زیاد و اعتقاد ایشان به لزوم گسترش هرچه بیشتر این ارتباطات از ویژگیهای بارزی است که در نوع کار و تنوع فعالیتهای ایشان کاملاً مشهود است.

هوش هیجانی بالا و بهره گیری از آن در موقعیتهای مختلف و همچنین عشق و علاقة وافر به کارش و دیگر ویژگیهایی که در کنار باورهای زیبا و ارزشمندی که در زیر می خوانیم، از او انسانی عاشق، پرتلاش و موفق خلق نموده است.

 هیچ چیز نشد ندارد، مگر این که خود انسان نخواهد.

خواستن و ارادة فرد خیلی اهمیت دارد.

اگر نتوانم روحیه ام را حفظ کنم، موفق نمی شوم.

راز موفقیت یک انسان موفق این است که هرگز از چیزی نترسد.

اگر چیزی به صلاح نباشد، تحقق نمی یابد.

اگر سخت ترین سدها را جلوی پایت گذاشتند، هرگز تسلیم نشو.

من خدا را در اولویت قرار داده ام و به غیر از او کسی نمی تواند حامی من باشد.

همیشه با افرادی که از شما برتر هستند، معاشرت و مشورت داشته باشید و از آنها الگو بگیرید.

من کارهای خیلی بزرگ را می توانم انجام بدهم، به من اگر آسمان را هم بدهند می توانم معامله کنم!

منیژه غلامرضا 

همه چیز را خوب دیدن و انرژی مثبت دادن به همه چیز، همیشه موفقیت را به دنبال دارد.

وقتی به پروردگار اعتقاد داری و کار را برای او انجام می دهی دیگر خستگی و مشکلات معنایی ندارند و قابل تحمل هستند.

در هر حال تا آخرین مرحله تلاشم را می کنم. اگر آن چیز از نظر خداوند به خیر و صلاحم باشد حتماً اتفاق می افتد و در غیر این صورت نه!

اعتقاد دارم هرکاری که انجام می دهم باید تخصص آن را داشته باشم.

وقتی به من می گویند که کاری امکان ندارد، تازه کار و تلاشم شروع می شود.

تولید و ایجاد اشتغال بسیار مهم هستند، سفره هایمان را پهن کنیم تا مردم بهره مند شوند.

من با خداوند قرارداد دارم و  تمجیدها و یا بی توجهی های دیگران بر راهم اثر نمی گذارد.

با یک گل بهار نمی شه. هر کس در جایگاه خودش میتواند مؤثر باشد ولی اگر هرکس بخواهد منیّت کند به جایی نمی رسد.

 

منبع :مهندسی تحول و تعالی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1391ساعت 18:37  توسط   |